خبر دادن از چيزي بر خلاف واقع ؛ و ضدش دروغ نامیده میشود.

http://samandx7.files.wordpress.com/2008/07/do.png?w=170&h=170

دروغ گفتن ، نوشتن ، با اشاره و نقل آن (بدون آگاهي دادن به دروغ بودن) و گوش دادن به آن ، از گناهان کبيره و حرام است ؛ چه براي امري کوچک  يا بزرگ باشد.

کلمه کذب (دروغ) با مشتقاتش ، دويست و هشتاد و دو (282) مرتبه در قرآن مجيد آمده است ؛ که به معناي دروغ گفتن ، اتهام به دروغ گوي ، تکذيب و قبول نکردن رسالت پيغمبران عليهم السلام و سخنان آنان ، ادعاي دروغين و موارد ديگر که در همه آنها معناي دروغ موجود مي باشد .

» آثار زيانبار دروغ

1ـ بي ايماني 2 ـ نفاق و دورويي 3 ـ رياء 4 ـ بي وفاي 5 ـ ظاهر سازي و فريب کاري 6 ـ دنياگراي 7 ـ بي اعتمادي 8 ـ فراموشي و تناقض گوي 9 ـ تشويش ‍ ذهني و فکري و اضطراب روحي .

» انواع دروغ

 1 ـ جدي که حرام است .

 2 ـ شوخي که دو صورت دارد:

الف ـ شـوخي بودن آن معلوم است که حرام نيست ، ولي بايد به اندازه ي باشد که باعث عادت به دروغ گويي نشـود ، وآن کاري است بس مشکل .
 ب ـ شـوخي بودن آن معلوم نيست که حرام است ، مثل دروغ گفتن به فرد ساده لوح خوش باور .

» موارد مجاز دروغ گفتن

1 ـ براي اصلاح جامعه و بين افراد.
2 ـ براي دفع ضرر مالي يا جاني يا عِرضي (آبرو) از خود يا از فرد ديگر و در جنگ با دشمن .

3 ـ وعده دروغ براي دلخوشـي و خوشـحال کردن همسر بعد از ازدواج ، اما قبل از عقد ازدواج و در موقع عقد ، بايد به آنچه وعده داده شـده ، عمل شود.

 نکته قابل توجه : حديثي که نقل شـده بر جواز دروغ گفتن به همسر ، شـامل هر دروغي نيست فقط مورد جواز ، وعده دروغ است ؛ آن هم در مواقع حساس ، چون که روح احساساتي زن بگونه ي است که در زمان خلوت و انس ، جز اظهار محبت ، گذشت و گشـاده رويي چيز ديگري را طلب نمي کند و در آن موقع هر چه خواست بايد بگويد بچشم ، واگر ، نه بگويد همان لحظه فورا شعله گرم برافروخته خانمش ، خاموش خواهد شـد و مجلس گرم انس و خلوت به سردي تبديل خواهد گشـت که ديگر براي آن مجلس ، کاري نمي شود انجام داد و بايد زمان بگذرد تا فرصت مناسب .

اين مطلب را با کمي دقت در حديث جواز وعده دروغ به همسر که مثل موارد قبل و بعد آن به صورت عام نيامده بلکه به صورت خطابي آمده است ، شايد بشود فهميد ؛ به حديث پنجم مراجعه کنيد.

4 ـ نقل حکايات و امثال و حِکَم براي تفهيم مطلبي

» چند نکته :

نکته اول : هر چند براي دفع ضرر ، چه کم يا زياد ، دروغ جايز است ؛ لکن اگر ضرر ، مالي و قابل تحمل است ، مستحب است آن ضرر را قبول کند و دروغ نگويد .

 نکته دوم : منظور از ضرر ، ضرري است که نابجا و مستحقش نيست و به ناحق باشد ؛ نه اينکه براي هر ضرري ، دروغ جايز باشد .

مثلا کسي با ماشين زده به يک ماشين پارک شده در کنار خياباني ، در اينجا راست گفتن ضررآور است ، اما به خاطر مقصر بودن در تصادف ، بايد راست بگويد ، چون اگر دروغ بگويد ، حق ديگري را ضايع کرده و جبران خسارت وارده و ضرر را متوجه ديگري مي کند .

ضرر مالي مثل اينکه دزدي سد راه کرده و با زور مي خواهد پول بگيرد و يا شخصي در جستجوي فردي است که آبرو ريزي ، کتک کاري و يا او را بکشد ؛ در اين مواقع دروغ جايز ، بلکه قسم خوردن هم جايز است.