ارایش در اسلام

آرایش در نگاه مولا علی ( علیه السلام)

راستی چند وقت یک بار در وادی بی کران نهج البلاغه سیر می کنی؟ تا به حال شده در مورد یک موضوع خاص، سراغ کلمات مولا بروی؟ یک موضوع مثل آرایش که شاید در نگاه اول خیلی امروزی به نظر بیاید! دلت می خواهد مهمان یک جرعه ی ناب از شراب هستی بخش نهج البلاغه بشوی؟ پس یاعلی ( علیه السلام)




ادامه نوشته

ثروت از دیدگاه علی (ع)

ثروت از دیدگاه حضرت علی (ع)




ماهیّت ثروت و آثار آن

اَلْمالُ عاریةٌ؛ ثروت (در دست انسان) عاریتی است (64/1).

المالُ مادَّةُ الشَّهواتِ؛ دارایی سرمایه خواهش هاست (53/1).

المالُ یُقَوِّیِ الامالَ؛ ثروت آرزوها را تقویت می کند (153/1).

....

ادامه نوشته

بررسی شخصیت امام علی

علی علیه السلام  و زیبائیها:

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.

 



تولد در خانه خدا(چگونگی تولد حضرت علی وماجرای ان)

مکه در يکي از ماه هاي حرام، ماه رجب، پذيراي مقدم زيارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف مي کردند، گاه پروردگارشان را مي خواندند و گاه بت ها را. و آن روز نيز که روز جمعه سيزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه کعبه ازدحام عجيبي برپا بود. در اين جمع تنها يک زن بود که به جاي عبادت بت، خدا را عبادت مي کرد، شرک و کفر بر روحش سايه نينداخته بود. او دين حنيف داشت، همان دين جدش ابراهيم خليل الرحمن، و او نيز در اطراف خانه خدا طواف مي کرد، و از خدا مي خواست تا وضع حملش را آسان کند.

او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندي را به بار داشت. و تقدير چنين بود که اين فرزند تولدي مبارک و استثنايي داشته باشد... تولد در خانه خدا...

فاطمه با خدا راز و نياز مي کرد. ناگهان در خود احساس دردي شديد کرد، دردي که فاطمه آن را به خوبي مي شناخت، آخر اين پنجمين حمل او بود، او قبلاً چهار بار ديگر اين درد را در خود احساس کرده بود. فاطمه مضطرب و پريشان شد، او در ميان جمعيت غوطه مي خورد و طواف مي کرد، پس از اين احساس از طواف باز ايستاد ولي موج جمعيت او را به اين سو و آن سو مي کشاند. و درد هر لحظه شديدتر و شديدتر مي شد.

چه مي دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آميزي براي او و نوزادش رقم زده است.

فاطمه به دنبال پناهگاهي مي گشت، مأمني که او را از چشم مردم پنهان کند، و سرانجام آغوش گشوده کعبه را در برابر خود ديد. فاطمه قدم به درون خانه کعبه گذارد. و اين تقدير الهي بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حيات پر افتخار خود بگذارد.

نامش را علي نهادند؛ و با علي، موجودي ديگر نيز موجوديت گرفت، موجودي عزيز، گرانبها و بس کمياب. همان چيزي که بايد راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهي شده بودند، جهان، "عدل" را نه مي فهميد و نه مي شناخت. ميلاد علي با تولدي ديگر همراه بود؛ تولد عدل...

 

نسب علي (ع)

نسبت که به معناي اصل و نژاد است. از عوامل مؤثر در ساختار وجودي انسان و تشکيل دهنده شخصيت اوست. طبق گفته قرآن و روايات و ائمه معصومين و نيز علم روانشناسي، فرد بسياري از صفات و روحيات خود را از طريق وراثت به ارث مي برد. حضرت علي (ع) به داشتن اين ويژگي ممتاز بوده که اجداد طاهرش همگي از نظر فضليت و بزرگواري معروف و مشهور بودند. پدر و مادر حضرت علي (ع) هر دو از خاندان هاشم بودند و اين خانواده، در فضايل اخلاقي و صفات والاي انساني، در ميان عرب و قريش، زبان زد همگان بود و شجاعت و تيزهوشي و زيرکي، از امتيازات آنها به شمار مي رفت و همه اين فضايل، در حد اعلاي خود به علي بن ابيطالب به ارث رسيد.

پدر علي (ع)

يکي از شخصيت هاي نقش آفرين صدر اسلام، حضرت ابوطالب پدر حضرت علي (ع) و عموي بزرگوار پيامبر خدا (ص) است. او يکي از ده فرزند عبدالمطلب و خود از بزرگان مکه و رئيس قبيله بني هاشم، و سراسر وجودش، سرشار از بخشش، مهرباني و فداکاري در راه آيين توحيدي بود. ابوطالب بعد از وفات عبدالمطلب، سرپرستي پيامبر اکرم (ع) را به عهده گرفت و بعد از اينکه پيامبر به مقام رسالت رسيد، در راه هدف مقدس ايشان که همان گسترش آيين يکتا پرستي بود، با تمام وجود جانبازي و فداکاري کرد تا آنجا که گفت: «تا جان دارم، از محمد دفاع مي کنم.» او سرانجام در سال دهم بعثت در سال 64 سالگي ديده از جهان فروبست. حضرت علي (ع) مراحل آغازين کودکي را در دامان تربيت چنين پدري بزرگوار رشد يافت.

مادر علي (ع)

مادر گرامي حضرت علي (ع) فاطمه دختر اسد از فرزندان هاشم است. وي از نخستين زناني بود که به پيامبر ايمان آورد و در دوران کودکي پيامبر، مدتي سرپرستي او را به عهده داشت. از اين رو، پيامبر اکرم ضمن تکريم وي، با تعبير مادر از او ياد مي کرد و حتي هنگام رحلت فاطمه بنت اسد، پيامبر اکرم بسيار متأثر شده و پيراهن خود را بر او پوشانده و بر او نماز خواند و فرمود: «خداوند است که زنده مي کند و مي ميراند. اي خدا، به حق من و همه انبياي پيش از من، مادرم فاطه بنت اسد را ببخشاي و دليل و برهانش را بر او تلقين کن و جايگاهش را وسعت بده، همانا که تو را ارحم الراحمين هستي».


ادامه بررسی شخصیت و خانواده حضرت علی (ع) در ادامه مطلب

ادامه نوشته

امام علی

روايت روزهاي پاياني زندگاني امام علي(ع) در احاديث شيعه و سني

مقدمه:

علي آن جوانمردي است كه پناه تمام حق‌جويان و عدالت‌خواهان است. او داراي شخصيتي است كه از هر جهت براي مردم شگفت‌انگيز است و تمام افرادي كه در مورد اين شخصيت داد سخن داده‌اند در يك چيز با هم متفق‌القولند كه «علي عليه‌السلام نمونه والاي فكر و بيان است.»(1) جبران خليل جبران علي عليه‌السلام را آن موجودي مي‌داند كه با عالي‌ترين معاني هستي پيوند خورده است و به كمال روحي نائل آمده است. به نظر جبران‌خليل نه او از روح كلي جهان لحظه‌اي دور مي‌شود، و نه روح كلي جهان از او. (2)

علي(ع) چه مظلوم بود و آغاز مظلوميتش چقدر زودهنگام! درست از لحظه‌اي كه پيكر پاك رسول‌الله را به خاك سپرد و خود چه مظلومانه از مظلوميتش مي‌گويد: «پس از وفات پيامبر صلي‌الله عليه و آله و بي‌وفايي ياران، به اطراف خود نگاه كردم، ياوري جز اهل بيت خود نديدم كه اگر مرا ياري كنند كشته خواهند شد، پس به مرگ آنان رضايت ندادم. چشم پر از خار و خاشاك را ناچار فروبستم و با گلويي كه استخوان شكسته در آن گير كرده بود جام تلخ حوادث را نوشيدم و خشم خويش را فروخوردم و بر نوشيدن جام تلخ‌تر از گياه حنظل شكيبايي نمودم.(3)

پيش‌بيني شهادت اميرالمومنين (ع) توسط پيامبر (ص)

پيامبر در گذشته از به شهادت رسيدن حضرت علي(ع) در آينده ايشان را مطلع ساخته بودند كه در ذيل به دو مورد از آن اشاره شده است: اولين پيش‌بيني در جنگ احد بود، هنگامي كه حضرت علي(ع) پس از پايان جنگ با حسرت به ياران به شهادت‌رسيده‌اش نگاه مي‌كرد و تأسف مي‌خوردند كه چرا شهادت نصيب او نشده است. حضرت محمد(ص) به او فرمودند: «علي جان! تو در آينده به شهادت خواهي رسيد.»

دومين پيش‌بيني در روز جنگ خندق بود و در آن روزي كه سر مبارك حضرت توسط شمشير عمرو شكافته شد و از سر مبارك‌شان خون مي‌رفت. پيامبر در حالي‌ كه زخم سر حضرت را پانسمان مي‌كردند، مي‌فرمودند: «أينَ أنَا يومٌ يضربك أشقي الاخرين علي رأسك و يخضب لَحْيَتُك من دَم رأسِك»؛ علي‌جان، آن‌گاه كه شقاوت‌پيشه‌ترين انسان‌ها با شمشير ستم و تجاوز فرق مباركت را هدف قرار مي‌دهد و محاسنت را با خون سرت رنگين مي‌سازد، من كجا هستم تا زخم سرت را چون امروز پانسمان كنم؟(4)

مستدرك‌الصحيحين از حيات اسدي روايت كرده است كه گفت: علي عليه‌السلام فرمود، رسول خدا صلي‌الله عليه و آله به من خبر داد كه به‌زودي بعد از درگذشت من است كه با تو نيرنگ خواهند كرد. تو بر ملت و دين من زنده خواهي ماند، و بر سنت من كشته خواهي شد. هركس تو را دوست بدارد مرا دوست داشته و هركس دشمنت بدارد، مرا دشمن داشته و به‌زودي اين (اشاره به محاسن) به وسيله اين (اشاره به فرق سر) خضاب مي‌شود.(5)

در كنزالعمال، ج 6، ص 57 آمده است كه رسول خدا فرمود: «علي(ع) هرگز نخواهد مرد مگر بعد از آنكه دلش مالامال از غيظ و خشم و اندوه باشد و نميرد مگر آنكه او را به قتل برسانند.»(6)

ابن‌جرير در تاريخ طبري، ج 2 و متقي در كنزالعمال، ج 6 روايتي آورده‌اند كه روزي رسول خدا فرمودند: شقي‌‌ترين جنس بشر دو نفرند، يكي آنكه در قوم ثمود بود و ناقه صالح را كشت؛ دوم آنكه تو را با خون سرت رنگين مي‌كند.(7)

پيش‌بيني خود حضرت در مورد شهادت خويش

آمده است كه اميرالمومنين هر زمان ابن ملجم را مي‌ديد به اين بيت اشاره مي‌كردند:

اريد حياته و يريد قتلي

عذيرك من خليلك من مرادي

من خير او را مي‌خواهم و او درصدد كشتن من است، كيست كه از جانب اين دوست مرادي تو عذرخواهي كند.

زماني كه حضرت علي اين سخنان را مي‌گفتند، ديگران به آن حضرت عرض مي‌كردند: براي چه او را نمي‌كشي؟ و ايشان مي‌فرمودند: چگونه قاتل خود را بكشم؟ و اين سخن نشان دهنده آن بود كه پيامبر قبلاً كشته شدن حضرت علي عليه‌السلام را به دست ابن ملجم به ايشان گفته بودند. (8)

و گفته‌اند كه اميرالمومنين همواره نسبت به ابن‌ملجم با مهرباني و نيكي رفتار مي‌كردند. در روايات آمده كه وقتي ماه رمضان سال چهلم هجري فرا رسيد علي عليه‌السلام شبي را نزد امام حسن عليه‌السلام و شبي را نزد امام حسين عليه‌السلام و شبي را نزد دخترانش به‌سر مي‌بردند و در هنگام صرف غذا هم بيش از سه لقمه نمي‌خوردند و مي‌گفتند: اين يك شب يا دو شب، سرانجام فرمان خدا فرامي‌رسد و درون من تهي است و سرانجام هم بعد از سپري شدن چند شب ايشان به شهادت رسيدند. (9)

در طبقات ابن‌سعد، ج 3 آمده كه ام‌جعفر سريه روايت كرده است كه گفت: «من آب به دست حضرت علي عليه‌السلام مي‌ريختم، ناگهان سر به آسمان بلند كردند. ريش خود را با دست گرفتند و تا برابر بيني بالا آوردند و به آن خطاب كردند: واهاً لك، واي بر تو، به‌زودي با خون رنگين خواهي شد. اين را گفت و روز جمعه همان هفته ضربت به فرق سر مباركشان فرود آمد. (10)

و آورده‌اند كه اميرالمومنين در سال آخر زندگي خويش همواره مردم را از شهادت خويش آگاه مي‌ساختند و به آنها مي‌فرمودند: شمايان در سال جاري همگي به طواف خانه خدا مي‌رويد، اما نشان آن اين است كه من در ميان شما نخواهم بود «و آيت ذلك أني لست فيكم.» (11)


ادامه نوشته

زندگی نامه امام  علی (ع)

ولادت و حسب و نسب

تربيت اوليه آن حضرت
على عليه السلام هنگام بعثت
نقش على عليه السلام در هجرت
خدمات نظامى على عليه السلام
غزوه أحزاب يا خندق
فتح مكه
نص بر امامت آنحضرت
رحلت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم
غوغاى سقيفه
خلافت ابوبكر
شوراى شش نفرى عمر
نيازمندى خلفاء بوجود على عليه السلام
علل قتل عثمان
انتخاب بخلافت
جنگ جمل
جنگ صفين
معاويه كيست؟
حكميت و نتايج آن
جنگ نهروان

شهادت على عليه السلام